حمد ثنايت را چگونه سرآغازي شايسته است ،
نوشته شده توسط : سجاد فرحزاد
مولاي
دوستي و راستي چه زماني خواهي آمد تا چشمان آهوي روح خسته از گريستنمان ديگر نگريد،تا لبان ماهي قرمزبي قرار تنگ بلوري احساسمان ديگر دوري وصال دريا را به خود نبيند .شمع فروزنده عالم ،پروانه دلم خود راهرلحظه بر قفس تن مي زند تا شايد راه گريزي براي پيوستن به معشوق را بيابد .اي صاحب عصر زمان نمي دانم آيا باز هم تاب تحمل اين ثانيه هاي سخت و سنگين را دارم؟مي دانم که قصور کرده ام ،کاستي داشته ام ولي اين روح خسته از تحمل فشار معصيت را با گوشه ي چشمي از بند تن رها و به خدمت خويش در آور و چه چيز شيرينتر و مليحتر از اين براي مني که رانده از همه جاست .
نوشته شده توسط : سجاد فرحزاد
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ