بوسه بر لبانش مي زنم
سرم را بر شانه هايش مي گذارم
اشکم را خريدار است
روح خسته ام را ياور بوده
در بي کسي هايم همراهم بوده
کنج خلوت دلم هميشه جاي اوست
اگر قرار باشد ياري براي خود برگزينم اوست
مي دانم که مي داند که تا چه حد دوستش مي دارم
اگر وجود پر مهرش نبود تا کنون نبود م
آه ....
تو را دوست مي دارم سکوتم .
نوشته شده توسط : سجاد فرحزاد
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ