اين است روزگار من !

+ دوستت دارم سکوتم

دوشنبه 22 آبان 1385 ساعت 1:11 صبح

بوسه بر لبانش مي زنم
سرم را بر شانه هايش مي گذارم
اشکم را خريدار است
روح خسته ام را ياور بوده
در بي کسي هايم همراهم بوده
کنج خلوت دلم هميشه جاي اوست
اگر قرار باشد ياري براي خود برگزينم اوست
مي دانم که مي داند که تا چه حد دوستش مي دارم
اگر وجود پر مهرش نبود تا کنون نبود م
آه ....


تو را دوست مي دارم سکوتم .


نوشته شده توسط : سجاد فرحزاد

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[30/3/1387- 1:8 ص] مشقي به قيمت جان
[30/3/1387- 1:5 ص] دست سرد و صورت زرد
[12/2/1387- 9:37 ص] آهسته
[11/2/1387- 11:54 ع] حقيقت
[11/2/1387- 10:48 ص] دانه هاي انار
[11/2/1387- 10:37 ص] رنگ روزگار
[8/2/1386- 2:30 ع] سر انجام حضور
[8/2/1386- 12:52 ص] جدال نا برابر
[آرشيو شده ها]