اين است روزگار من !

+ سر انجام حضور

شنبه 8 ارديبهشت 1386 ساعت 2:30 عصر
بوي خيانت مي نوازد مشامم را
گوي و ميدان ديدگان هرزه در هر جا
خنجر کين دست ياري بر کمر خواهد داشت

صبح بر مي خيزيم با افسوس
روز مي گذرد با تشويش
و شب هنگام آرام گرفته در اي کاشيم
و بدين حال روزها مي گذرد از پي هم

اي دريغا ، صد افسوس
بهر چه در گذر ايّاميم  حيرانم

تو بدان سر انجام حضور يک قبر است .

نوشته شده توسط : سجاد فرحزاد

نظرات ديگران [ نظر]



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[30/3/1387- 1:8 ص] مشقي به قيمت جان
[30/3/1387- 1:5 ص] دست سرد و صورت زرد
[12/2/1387- 9:37 ص] آهسته
[11/2/1387- 11:54 ع] حقيقت
[11/2/1387- 10:48 ص] دانه هاي انار
[11/2/1387- 10:37 ص] رنگ روزگار
[8/2/1386- 2:30 ع] سر انجام حضور
[8/2/1386- 12:52 ص] جدال نا برابر
[آرشيو شده ها]